تبليغاتX
چگونه می شود به کسی که مرده است بگویید.. -
شعر و داستان
 

 

۱۵ دقیقه گذشت و نیامدی

با من که همیشه برای تو آمده ام

حول همین حادثه ای که خبر نمیکند

 روی نمیدانم دایره ی چند

آمده ام ...

درست ازهمان روزی که تو حوا شدی

وکسی که من نبودم

نمیدانست که باید آدم باشد

-این را رسولان قوم میگویند-

با سربازانی که لباسهاشان را

در تن من به خدمت میبرند

به قانونی که اگر اجازه داده باشد

...چند کلمه آنطرفتر ازاین قفسی که نوشته اند

درست زیر عبارت (دوستت...)

که شاید رفته برای اسم جدیدش

رخت تازه بسازد

نوشته باشی...هی تاکسی!

آزادی دربست...

۱۵ دقیقه گذشت او نیامد!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:26  توسط اصلا هیچ کس  |