|
شعر و داستان
|
...خیالی نیست اگرتمام جهان در من بمیرد
خیالی نیست اگر خیال تو باشد
بی خیال تمام جهان
نوح می شوم و تا ابد
در خیال تو ... زنده خواهم ماند
باور کن عزیز
...تو که با کفشهای سفید
دریا شده ای در سالهای دور آشنایی
وغربت مرا جا گذاشته ای
در ابتدای این کویری که مدام
سرابم می کند
خرابم ...
اما باز هم با تمام این حرفها
خیالی نیست
آخرین شماره را از بی نهایت اعدادی که بلدم
بلند میگویم و ...
چشم باز میکنم
حالا بازی تمام شده است
از تو تنها یک جفت کفش سفید....