تبليغاتX
چگونه می شود به کسی که مرده است بگویید.. -
شعر و داستان
 

دیکته.........

 

حالا سر خط بنویسید

مردی که به انتها رسید

در کوچه های بی عابر

وخیابان های بی عبور

پیش از آنکه...

  -پاییز بود و در کوچه باد می آمد

غروب از شیشه ها بالا می ریخت و...

بگذریم اصلا مهم نیست!!!

شاید ابتدای این داستان را

کسی پشت شیشه های خاک خورده

نوشته بود...

-یکی نبود و مردی که رفت

و هیچ کس برایش دست تکان نداد

حالا به اندازه ی تمام راه های نرفته/

غریب است

حالا به اندازه ی تمام راه های/

 دور از دسترس ...

-وبعد دوباره همانی که نبود

 زیر همین سطرهای کبود/

بغضی شکست و سطرهای خیس باران

چشم به کوچه های بی عابر

و خیابانهای بی عبور...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 15:55  توسط اصلا هیچ کس  |